مطالب معماری

طراحی لانه عنکبوت

۱.

۲.

۳.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 11:38  توسط سهیل خلیلی آذر  | 

طراحی دیوار

طراحی دیوار

۱.دیوار به عنوان رفت و آمد آسان و پارکینگ

۲.دیوار به عنوان موزه(دیوار شیشه ای)

۳.دیوار به عنوان حرکت های مکانیکی و جایی برای نشستن

۴.دیوار به عنوان صندوق های شخصی برای هر دانشجو

۵.دیوار به عنوان پانل تبلیغاتی و کاشتن گل وگیاه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 10:36  توسط سهیل خلیلی آذر  | 

آثار مارسل دوشان

چشمه اثر مارسل دوشان

چشمه یا فواره (به انگلیسی: Fountain) یکی از آثار مارسل دوشان هنرمند فرانسوی در سال ۱۹۱۷ است. این اثر یکی از آثاری است که دوشان آن‌ها را حاضرآماده‌ها (به انگلیسی: Readymades) می‌نامید. وی در آثاردیگری از وسایل آماده (دم دستی) استفاده کرده بود و در این مورد از یک پیشابگاه بهره برد و آن را با امضای R.Mutt برای نمایش عرضه کرد. این اثر در هنر قرن بیستم یک نقطه عطف محسوب می‌گردد و یکی از آثارشاخص هنر مفهومی شناخته می‌شود.

Portrait of Dr. R. Dumouchel

Portrait of Dr. R. Dumouchel

Young Girl and Man in Spring


  Young Girl and Man in Spring

Sonata

Sonata



Duclinea

Portrait of Gustave Candel's Mother

Portrait of Gustave Candel's Mother

Portrait of Chess Players

Portrait of Chess Players

Transition of Virgin into a Bride/Le Passage de la Vierge à la Mariée

Sad Young Man in a Train

Sad Young Man in a Train

Bride/ Mariأ©e
Bride/ Mariأ©e

Paradise

Landscape at Blainville

 



L.H.O.O.Q.

Chocolate Grinder No.2 / Broyeuse de chocolat No.2

Chocolate Grinder No.2

Self-Portrait in Profile

In Advance of the Broken Armr

The Brawl at Austerlitz

The Bride Stripped Bare By Her Bachelors, Even/The Large Glass

Rotary Glass Plates

Glider Containing Water Mill in Neighboring Metals

Nine Malic Molds/Neuf moules mâlic



Network of Stoppages

Bicycle Wheel/Roue de bicyslette

Bottle Rack/Egouttoir (or Porte-bouteilles)

With Hidden Noise

 




+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:29  توسط سهیل خلیلی آذر  | 

مارسل دوشان و هنر مفهومی

 توجه به شرایط و زمینه های ایجاد شده در طی قرن 20، هنر مفهومی به عنوان نمادی از آزادی هنری در دهه های 70 و 80 مطرح شد. مجموعه تفکراتی که در جهت هماهنگی و مشارکت «زبان» در کنار فرم هایی از دوران مدرن و معاصر عمل می کردند. هنری اساسا «فکری» و عقیدتی که برای ارایه نظریات هنرمند تلاش کرده، راهگشای خلاقیت او دربرخورد با موضوعات مختلف است....


تاریخچه هنر مفهومی به نظریاتی که هنرمند فرانسوی مارسل دوشان Marcel Duchamp (1978-1887) در مورد «ایده» و نقش آن در یک اثر هنری مطرح کرده، باز می‌گردد؛ او بر این اعتقاد بود که ایده هر کار هنری، مهم تر از محصول و فراورده آن است. آنچه که هنر مند می خواهد بیان کند و مفهومی که برای بیان خلاقیت خویش در نظر گرفته، خود هنر است. اساس کار هنری، انتخاب شیئی است که به جای آنکه آن را بسازیم، خودش ساخته شده باشد.
در عناصر موجود در آثار دوشان و حتی آثار سه بعدی که توسط او ساخته شده اند، شی مورد نظر می تواند به تنهایی به عنوان یک اثر معرفی شود. دوشان در معرفی مسیر زندگی هنری خویش می گوید: «من می خواستم از جنبه های فیزیکی نقاشی عبور کنم. بیشتر علاقه داشتم که عقاید جدیدی بیافرینم. به عقیده من «کوربه» [Gustave Courbet] در قرن 19 ام تاکید بیشتری برمسایل فیزیکی را مطرح کرده است. ولی من بیشتر به عقاید علاقه دارم؛ نه فقط دستاوردهایی که از جنبه بصری به وجود می آیند و می خواهم نقاشی را هر چه بیشتر در خدمت فکر قرار دهم....».

بر اساس یك نظرسنجی هنری، كاسه توالت مارسل دوشان (duchamp fountain) تاثیرگذارترین اثر هنری مدرن دنیا در تمامی دوران نام گرفته است این اثر از دوشان با عنوان «فواره» در مقام اول، تابلوی «دوشیزگان آوینیون» اثر پابلو پیكاسو متعلق به سال 1907 در مقام دوم، و تابلوی مریلین مونرو اثر اندی وارهول متعلق به سال 1962 در مقام سوم قرار گرفته‌اند. دوشان در سال 1917 این توالت را امضا كرد و آن را در نمایشگاهی به نمایش گذاشت ؛ او با این كار دنیای هنر را بسیار شوكه كرد. سایمون ویلسون، كارشناس هنری می‌گوید: «انتخاب اثر دوشان پیش از آثار پیكاسو و ماتیس واقعا شوكه ‌كننده است. اما این انتخاب بیانگر پویایی هنر امروز و این نكته است كه در هنر مهم‌ترین چیز فرایند خلاقه‌ای است كه در اثر هنری، خود را به رخ می‌كشد و فرقی نمی‌كند كه اثر از چه ساخته شده یا چه شكلی داشته باشد.».

در تداوم فعالیت های هنری مارسل دوشان، شاهد شکوفایی مدرنیسم در سال های 1950 و هنر آوانگارد هستیم که در تحولات اجتماعی ، سیاسی دو جنگ گرم و سرد بسیار تضعیف شده بود. در این مقطع زمانی هنرمندان سعی می کردند در قالبی مفهومی و بر گرفته از مسایل زبانی حرکت کنند، همین امر بستر سازی مناسبی را برای شکوفایی هنرمفهومی در دهه های 60 و 70 ایجاد کرد. بدین ترتیب هنر مفهومی در فضایی ایجاد شده توسط آوانگاردیسم رشد یافت و از این فضا برای بر پا کردن دیدگاه‌های انتقادی و همه جانبه بر علیه ادعاهای مدرنیسم هنری، خصوصا تمرکز شدید آن بر عنصر زیبایی شناسی و فرضیه های آن در مورد خود مختاری هنر بهره جست.





+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:6  توسط سهیل خلیلی آذر  | 

بیوگرافی مارسل دوشان

مارسل دوشان در سال1887 در پاریس در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد. وی تا سال 1905 در آکادمی جولیا درفرانسه به تحصیل نقاشی مشغول بود. کارهای اولیه او به سبک پست امپرسیونیسم بود اما بعدها به عنوان تاثیرگذارترین هنرمند مکتب دادا شناخته شد.هدف اصلی هنرمندان دادا این بود که معیارهای متداول زیبایی شناسی و هنری جاافتاده را در هم بریزند.


دوشان یک انقلابی واقعی بود. هرگز وارد جریان دادا نشد اما بسیار پیش از دادا به نفی
زیبایی شناسی دست زده بود.مارسل دوشان خیلی زود به عنوان یک هنرمند آوانگارددر اروپا و آمریکا مشهور شد.اثر معروفش "برهنه از پله پایین می آید"او را به اوج شهرت رساند.آنچه دوشان را به اندیشه های دادا پیوند می دهد نه نقاشیهای او بر روی شیشه یا تابلوی معروف "برهنه از پله پایین می آید" بلکه " حاضرآماده های"اوست.دوشان برای نفی زیبایی شناسی یک شیء معمولی رابر میداشت و درنمایشگاه ارایه می کرد.آن شیء فاقد هر گونه ارزش زیبایی شناسانه بود و به گفته خود دوشان ملاک انتخاب اشیاء بی تفاوتی آنها بود.
naked coming downstairs تابلوی "برهنه از پله پایین می آید"دوشان زمانی برای تابلو مونا لیزا سبیل گذاشته بود .برای نمایشگاه مستقل ها هم یک توالت فرستاده بودو اسمش را گذاشته بود چشمه آنها نمی توانستند آن را رد کنند اما در جایی سوت و کور به نمایش گذاشتند.
fountainچشمه 1917
دوشان در لغتنامه ای در باب
سورئالیسم به عنوان باهوشترین و نزد بسیاری دردسرسازترین
مرد نیمه اول سده بیستم
توصیف شده است . هسته و جوهره نوآوری دوشان اعلام این نکته بود که : هر چیزی هنر است اگر هنرمند آن را چنین بنامدابزار کار او حاضرآماده ها بود یعنی همان دست ساخته تغییر نیافته ای که هنرمند آن را به عنوان اثر هنری انتخاب می کرد. در نتیجه هر کس می تواند هنرمند باشد و هر چیزی به دردهنر می خورد .تاریخ هنر مفهومی به نظریاتی که دوشان در مورد ایده و نقش آن در یک اثر هنری مطرح کرد باز می گردد . او بر این اعتقاد بود که ایده هر کار هنری , مهم تر از محصول و فرآورده آن است.آنچه که هنرمند می خواهد بیان کند و مفهومی که برای بیان خلاقیت خویش در نظر گرفته،خود هنر است. اسا کار هنری ، انتخاب شیء است به جای آنکه ان را بسازیم .دوشان در تعریف مسیر زندگی خویش می گوید " من می خواستم از جنبه های فیزیکی نقاشی عبور کنم . بیشتر علاقه داشتم عقاید جدیدی بیافرینم . منبیشتر به عقاید علاقه مندم تا دست آوردهای بصری . می خواهم نقاشی را هر چه بیشتر در خدمت فکر قرار دهم."در سال 1918 دوشان به بوئنوس آیرس رفت .دوشان طی اقامت 9 ماهه خود در آنجا شطرنج را جدی تر دنبال کرد و برای دوستانش می نوشت که چطور شیفته شطرنج شده است.او بسیاری از بازیهای چاپ شده (بویژه بازیهای کاپابلانکا ،که او را می ستود) را مرور می کرد.در همین جا بود که او ست معروف سه بعدی خود را ساخت .با وجود اینکه در بسیاری از
3d chess set-duchampشطرنج سه بعدی دوشان
مطالب
آکادمیک باور بر این است که دوشان خود این مهره ها را تراشیده است (به استثنای اسبها که توسط یک صنعتگر محلی ساخته شده)اخیرا این نکته مورد توجه قرار گرفته که دیگر مهره ها بسیار ظریفانه ، با دقت و ماشینی به نظر می رسند .لاری لیست هنرمند و موزه داری که به دقت در این زمینه مطالعه کرده- نتیجه گرفته است که آنچه در واقع رخ داده دقیقا خلاف این بوده است.مهره ها توسط یک صنعتگرمحلی ساخته شده ولی اسبها را دوشان خود تراشیده است. لاری لیست همچنین ملاحظه کرد که فرم قوس مانند متحدالمرکز در گردن مهره ها یادآور فرم مهره های دوران "سنت جورج"در فرانسه است . هر چند مهره های دوشان به طرزی زیبا و برازنده در پایه با ظرافت مخروطی میشوند . در واقع شکل مهره ها به استثنای اسب و شاه مشابه فرمهای متداول است. اسب مهره ای است که در اکثر ستها حتی مهره های استانتون 1849 (که بسیار مشابه مهره های متداول کنونی هستند)کاملا متمایز است.
staunton chess setمهره های استانتون
اسب دوشان در
قسمت سر از فرم پیچک ویولن به سبک آرت نوو(هنر جدید)بهره می بردو حتی یالهای آن هم با فاصله گذاری دندانه ها در جداره مشخص می شود .(کل فرم نمایشی فوتوریستی است.)شاه دوشان فرم تاج پادشاهان را داراست فقط بخش بالای سر حذف شده و در نهایت شاه و وزیر فرمی مشابه یافته اند که برای ناآشنایان با این ست می تواند دردسرساز باشد.
duchamp's knightدر تابستان 1919 دوشان مهره های خود را برداشته به قصد پاریس برای دیدار خویشان و دوستان بار سفر می بندد. در پاریس ملاقاتی با هنری پیر روشه- دیپلمات و نویسنده فرانسوی- دارد و زیبایی مهره های دوشان وی را کاملا تحت تاثیر فرار می دهد . چنانچه روشه در خاطرات دسامبر 1919 خود به آن اشاره می کند.
2D chess set-duchamp مهره های جیبی دوشان
در
ژانویه 1920 دوشان به نیویورک باز می گرددحدود دو سالی را به فعالیتهای متنوع هنری می پردازد.(اثر شیشه عظیم را به پایان می رساند یک وسیله موتوری جدید می سازد و "من ری"و "کاترین درییر" را در برپایی یک موزه هنرهای معاصر جدید یاری می رساند.)هر چند فعالیتهای هنری مورد علاقه و توجه دوشان بوده اند اما او تلاش می کند زمانی برای پرداختن به شطرنج و علاقه روز افزون خود به آن بیابد . دوشان به باشگاه شطرنج مارشال می پیوندد و اولین تلاشهای حرفه ای خود را با شرکت در مسابقات و تورنمتهای متفاوت آغاز می کند.چنانچه خود به "تام کالوین"گفته بعضی شبها تا 3 صبح در باشگاه بازی می کرده و همین زمان بودکه به فکر دنبال کردن شطرنج به طور حرفه ای افتاد.در اکتبر 1920 برای برادر خانمش از مهره های شطرنجی که طراحی کرده و ایده تولید انبوه و فروش آن با او سخن می گوید :

"راجع به شطرنج همه چیز عالیست.من در تعدادی از سیمولتانه های 12 نفره مارشال بازی کردم و 2 بار او را شکست دادم.پیشرفت قابل توجهی داشته ام و مثل یک برده تمام وقت شطرنج بازی می کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:2  توسط سهیل خلیلی آذر  | 

خلاقیت هم مانند هر فرایند تولیدی دیگر که محصول دارد و محصول آن یک تولید نو که از قبل وجود نداشته می باشد، تکنیک هایی دارد و بطور کل وارد حیطه آموزش خلاقیت معماری می شویم. این تکنیک ها باعث خلق یک فرم خلاقانه می شود و باید توجه داشت: «در تاریخ معماری به ندرت تکنیک هایی ابداع می شود که شیوه دستیابی به فرم را اساساً عوض کند.»


این تکنیک ها شامل:
۱- نمایش ارزش۲- ایجاد ابهام۳- ایجاد تنش۴- تغییر پذیری فرم و ساختار شکنی۵- استفاده از استعاره های محسوس و نامحسوس۶-استفاده از پارادوکس و متافیزیک
می شود.

۱- نمایش ارزش:
نمایش ارزش، خود شامل تکنیک هایی چون:
الف) تضاد

ب) نظم و بی نظمی
ج) پر و خالی

د) سبک و سنگین
ه) طبیعی و مصنوعی

و) نو و قدیمی
می شود.

الف) تضاد:
زیگوررات ها در بین النهرین همانند کوه های مصنوعی در سرزمینی مسطح جلوه می کنند. مناره ها در فلات ایران خط افق کویر را می شکنند و رنگ های درخشان و غلیظ در فرش ها و لباس های مردمان آن تضادی است با طبیعت اطراف خود.
این تضادها در عین ایجاد تعادل در فضا باعث افزایش ارزش عناصر تضاد می شود و این تضاد فرم های خلاقانه ای را که متضاد از فضای یک رنگ و عادت زده حاکم است بوجود می آورد. 
 


ب) نظم و بی نظمی:
در این روش با نوعی بی نظمی در نظم مفروض سعی می شود تا فرمی جدید آفریده شود که معماران «دیکانستراکشن» و همچنین «زیبا شناسی مدرن» از این روش استفاده می کنند.
این روش ترکیبی است از خطوط و سطوح منحنی با خطوط و سطوح مستقیم.
ج) پر و خالی:
یکی دیگر از روش های ایجاد تضاد و نمایش ارزش، استفاده از فضاهای پر و خالی است. یک سطح بدون باز شو و بدون منفذ حالت نمادین به فرم معماری داده و ناظر را از خود دور می کند اما ایجاد منفذها با شکست نور و سطح سبب جذب ناظر به خود می شود و یک نوع تعادل بصری را از تضاد فضاهای پر یعنی سطح فرم و فضای خالی یعنی منفذها ایجاد می کند.

د) سبک و سنگین:
یک نوع دیگر نمایش ارزش تضاد سبک و سنگین در فرم معماری است. القاء حالت سبکی را در فرم می توان با استفاده از مصالح شفاف و سبک چون شیشه و
پلی کربنات ها و سنگین همچون مصالح کدری مانند سنگ و آجر و بتون ایجاد کرد که این تضاد در دوره «گوتیک» بسیار مرسوم بوده است.


ه) طبیعی و مصنوعی:
این شیوه با استفاده از تضاد مصالح ایجاد می شود. یعنی بکار بردن بتون و آجر و … بعنوان مصالح مصنوعی و چوب و سنگ با شکل طبیعی خود بعنوان مصالح طبیعی.
گچبری دوره اسلامی و سنگ در معماری «نئوکلاسیک» اروپا القاء همین موضوع است.
و) نو و قدیمی:
این روش ابتدا در مرمت آثار تاریخی بکار رفت. قسمتی از بنای قدیمی که تخریب شده بود و امکان مرمت نداشت به شیوه نو و با مصالح جدید ساخته می شد تا به ارزش تاریخی بنای قدیمی لطمه وارد نشود. از ترکیب این تضاد معماران نیز استفاده کردند.
مانند: «جیمز استرلینگ» در طرح «اشتاتز گالری» زیباشناسی مدرن را با فرم هایی از معماری « رومانسک» کنار هم قرار داد.

۲- ایجاد ابهام:
نقطه مقابل نمایش ارزش، ایجاد ابهام است. با قرار دادن مصالح مشابه با تفاوت کم در کنار هم می توان این حالت را در فرم نمایش داد. «ابهام تکنیک ظریفی است که از طریق آن تمایزها تا حد نامحسوس شدن کاهش می یابد و به لحاظ ادراکی شرایط خاصی بوجود می آید.»

۳- تنش:
ساختمان های پیچیده همچون فرم های کابلی و سازه های خرپایی این القاء را به ناظر دارد که از قوانین جاذبه پیروی نمی کنند یا در معماری قدیم ایرانی مقرنس ها القاء حجم سنگین را داشتند در صورتی که بسیار سبک بودند. این شیوه را تنش در فرم می گویند.

۴- تغییر پذیری فرم و ساختار شکنی:
این روش با گسستن فرم ها و ترکیب مجدد آن به شیوه دیگر باعث تولید فرم های جدیدی می شود که با توجه به توانایی معمار می تواند بسیار خلاقانه باشد. به این شیوه «رویش فرم» نیز گفته می شود. برای مثال: «جیمز استرلینگ» در طرح «نول» در «رومااینتروتا» از تغییر پذیری فرم های ساختمان های قبلی خود استفاده کرده است.

۵- استعاره های محسوس و نامحسوس:
تصویر یک ایده در ذهن معمار که پیش زمینه ایجاد یک فرم خلاقانه می تواند باشد تحت تأثیر مفاهیمی چون: فردیت، فرهنگ، سنت و ویژگی های مادی و بصری قرار می گیرد که به اصطلاح به این تأثیرات استعاره گرفتن گفته می شود. اگر این استعاره شامل حالات انسانی باشد «نامحسوس» و اگر شامل بعضی ویژگی های بصری یا مادی باشد استعاره «محسوس» بیان می شود. با استفاده درست و بجا از این استعاره ها در شکل گیری ایده، رسیدن به یک فرم خلاق، طبیعی به نظر می رسد. ۶- پارادوکس و متافیزیک:
در این شیوه معمار با ایده گرفتن از ویژگی های متضاد با ویژگی های فرم اصلی به ایده ای نوآورانه می رسد که به دلیل این تضاد مفهوم، «پارادوکس» گفته می شود. بطور مثال:
«گه ری» همراه با «کلاوس اولدنبرگ» برای پروژه «بی ینال ونیز» که مکانی با اصالت و آرامش دهنده باید باشد، ساختمانی چاقو شکل را پیشنهاد می کنند. بطور کل معماران این شیوه می خواهند با مفاهیم متضاد مانند جرم و جنایت به فرمی مقدس و آرامش دهنده برسند.



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:8  توسط سهیل خلیلی آذر  |